ام تی ال / دنیای اطلاعات

ام تی ال / دنیای اطلاعات

ام تی ال / دنیای اطلاعات

ام تی ال / دنیای اطلاعات

ویژگی‌های آب

آب (H2O, HOH) فراوانترین مولکول روی سطح زمین است که هفتاد درصد سطح زمین را تشکیل می‌دهد و تنها ماده‌ای است که در روی زمین به هر سه حالت جامد و مایع و گاز یافت می‌شود.

محتویات

    ۱ چگالی
    ۲ فشار بخار
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع

چگالی
دما (°C)     چگالی (g/cm3)
۱۰۰     ۰٫۹۵۸۴
۸۰     ۰٫۹۷۱۸
۶۰     ۰٫۹۸۳۲
۴۰     ۰٫۹۹۲۲
۳۰     ۰٫۹۹۵۶۵۰۲
۲۵     ۰٫۹۹۷۰۴۷۹
۲۲     ۰٫۹۹۷۷۷۳۵
۲۰     ۰٫۹۹۸۲۰۷۱
۱۵     ۰٫۹۹۹۱۰۲۶
۱۰     ۰٫۹۹۹۷۰۲۶
۴     ۰٫۹۹۹۹۷۲۰
۰     ۰٫۹۹۹۸۳۹۵
−۱۰     ۰٫۹۹۸۱۱۷
−۲۰     ۰٫۹۹۳۵۴۷
−۳۰     ۰٫۹۸۳۸۵۴
The density of water in grams per cubic centimeter
at various temperatures in degrees Celsius [۳]
The values below ۰ °C refer to supercooled water.

Water - Density and Specific Weight
فشار بخار


دما (°C)     فشار (torr)
۰     ۴٫۵۸
۵     ۶٫۵۴
۱۰     ۹٫۲۱
۱۲     ۱۰٫۵۲
۱۴     ۱۱٫۹۹
۱۶     ۱۳٫۶۳
۱۷     ۱۴٫۵۳
۱۸     ۱۵٫۴۸
۱۹     ۱۶٫۴۸
۲۰     ۱۷٫۵۴
۲۱     ۱۸٫۶۵
۲۲     ۱۹٫۸۳
۲۳     ۲۱٫۰۷
۲۴     ۲۲٫۳۸
۲۵     ۲۳٫۷۶

استریفیکاسیون

استریفیکاسیون را می‌توان عکس عمل هیدرولیز در نظر گرفت. این واکنش بین اسیدهای چرب و الکل‌هایی نظیر گلیسرول اتفاق می‌افتد که در نتیجه عمل خارج شدن مولکول آب وتولید مونو، دی، تری گلیسرید می‌باشد. با استفاده از هیدرولیز و استریفیکاسیون می‌توان تری گلیسریدهایی با ترکیب دلخواه تولید کرد

لیپاز

لیپاز آنزیم است که توانایی هیدرولیز استرها را دارد و نقش اختصاصی تبدیل تری‌گلیسرید به گلیسرول و اسید چرب را ایفا می‌کند، که به این عمل لیپولیز می‌گویند. لیپازها را می‌توان زیرمجموعه‌ای از استرازها دانست.

محتویات

    ۱ ساختار
    ۲ نقش زیستی
    ۳ کاربرد
    ۴ جستارهای وابسه
    ۵ نگارخانه
    ۶ منابع

ساختار
    بهتراست فرد متخصصی این مقاله یا بخش را بررسی کند. اگر در این زمینه تخصص دارید لطفاً مطالب را بازبینی نمایید و در صورت امکان آن را بهبود بخشید.
نقش زیستی

لیپازها نوعی گلیکوپروتئین هستند که در بدن اغلب جانداران (از جمله بسیاری از ویروس‌ها) یافت می‌شوند. این آنزیم‌های محلول در آب در متابولیسم تری‌گلیسریدها نقش دارند و موجب گوارش آن‌ها در بدن می‌شوند.

لیپاز لوزالمعده مهم‌ترین آنزیمی است که چربی‌ها را در بدن انسان به ملکول‌های کوچک‌تر و قابل هضم تبدیل می‌کند. به این ترتیب، ملکول‌های تری‌گلیسرید به مونوگلیسرید و اسید چرب تبدیل می‌شوند.

انواع دیگر لیپاز عبارت اند از فسفولیپازها و اسفینگومیلینازها.

Lestriglycerides.PNG لیپازها موجب هیدرولیز استرها می‌شوند. درصورت وجود آب، استرتری‌گلیسریدها طبق واکنش فوق به اسید چرب تبدیل می‌شوند. لازم به ذکر است که R عبارت است از یک گروه آلکیل اشباع‌شده یا اشباع‌نشده.

لیپازها همچون سایر آنزیم‌ها نسبت به دما و پ‌هاش محیط، میزان آب موجود و جنس و قطبی بودن حلال حساس و تأثیرپذیرند.
کاربرد

لیپازها می‌توانند در شاخه‌های شیمی آلی جهت استریفیکاسیون بعضی ملکول‌ها مورد استفاده قرار گیرند. این آنزیم‌ها در صنعت نیز برای هیدرولیز چربی‌ها در مواد شوینده مورد استفاده می‌شوند.

تری‌گلیسرید

تری‌گلیسرید (به انگلیسی: triglyceride) نوعی لیپید است که در بدن انسان نقش مهمی ایفا می‌کند.[۱]

در بافت‌های چربی بدن، تری گلیسرید نقش عایق بندی و ذخیره انرژی را دارد.

تری گلیسرید از یک گلیسرول و سه اسید چرب تشکیل یافته‌است.

تری گلیسرید یا تری آسیل گلیسرول از ترکیب یک الکل سه عامله به نام گلیسرول و سه اسید چرب ایجاد می شود. نام اختصاری آن T.G است. .T.G شکل مهمی از ذخیره انرژی است و نسبت به قندها دارای میزان انرژی نهفته بیشتری است. همچنین این مولکول ازنظر شیمیایی مولکولی بی اثر(inert) است و خصلت آب گریزی آن نیز از وجوه متمایزکننده آن نسبت به کربوهیدرات هاست. تری گلیسرید جزء اصلی لیپوپروتئین های با دانسیته خیلی کم (VLDL) و شیلومیکرون(CHY) است.
جذب

جذب تری گلیسریدهای غذا در روده و پس از اثر آنزیم لیپاز و تجزیه آنها به مونوگلیسرید صورت می گیرد. سپس در سلول های روده مجدداً تری گلیسرید تشکیل و ازطریق کیلومیکرونها و سیستم لنفاوی وارد گردش خون وریدی می شود. محل اصلی متابولیسم تری گلیسرید در بدن سلول های کبد و سلول های چربی است.

انسولین

اَنسولین یکی از هورمون‌هایی است که تاثیرات مختلفی در متابولیسم و دیگر اعمال بدن می‌گذارد.

انسولین با اثر به سلول‌های کبد باعث می‌شود این سلول‌ها با گرفتن قند از خون و ذخیرهٔ آن به صورت گلیکوژن، قند خون را کاهش دهند و با تجمع گلیکوژن در سلول‌های ماهیچه‌ای -به عنوان یک منبع سوخت- انرژی را افزایش دهد. همچنین با اثر به بافت‌های چربی، استفاده از چربی به عنوان منبع سوخت را متوقف می‌کند. در صورت نبود یا کمبود انسولین در خون، بدن از چربی به عنوان منبع سوخت استفاده می‌کند. انسولین به عنوان مرکز کنترل متابولیسم بدن عمل می‌کند.

اثر هورمون گلوکاگون عکس عمل انسولین می‌باشد.
InsulinHexamer.jpg

انسولین در پزشکی برای درمان نوعی دیابت شیرین استفاده می‌شود. در دیابت شیرین نوع یک(دیابت وابسته به انسولین) توانایی تولید انسولین در بدن کاهش می‌یابد یا قطع می‌شود از این رو با تزریق روزانهٔ انسولین(اغلب به صورت زیر پوستی) علایم بیماری از بین می‌رود.

افراد مبتلا به دیابت شیرین نوع دو(یا دیابت غیروابسته به انسولین)، با این که مقدار انسولین در خون از مقدار طبیعی بیش‌تر است، ولی تعداد گیرنده‌های انسولین کم است. در مواردی نادر اگر داروهای دیگر اثر گذار نبودند، از انسولین برای کنترل مقدار گلکوز خون استفاده می‌شود. انسولین بر اعمال سایر نقاط بدن نیز اثر می‌گذارد، برای مثال اگر انسولین وارد مغز شود باعث افزایش توانایی یادگیری و حافظه می‌شود.

انسولین یک هورمون پپتیدی با ترکیب ۵۱ اسیدآمینه می‌باشد. این هورمون از جزایر لانگرهانس، واقع در بخش درون‌ریز پانکراس، به خون ترشح می‌شود، نام انسولین نیز از واژهٔ لاتین "اینسولا" به معنی جزیره گرفته شده‌است وزن مولکولی انسولین ۵۸۰۸ دالتون اندازه گیری شده‌است.

محتویات

    ۱ ساختار پروتئینی
    ۲ سنتز، اثرات فیزیولوژیک، از هم پاشیدگی
    ۳ ترشح و آزاد شدن
    ۴ نوسانات میزان انسولین
    ۵ هدایت سیگنال
    ۶ اثرات فیزیولوژیک
    ۷ به عنوان دارو
    ۸ منابع

ساختار پروتئینی

در مهره داران توالی آمینو اسیدی بسیار مستحکم است، انسولین بووین(گاو نر، بوفالو) تنها در سه آمینو اسید باقی‌مانده با هم تفاوت دارند، یا تنها یک آمینواسید تفاوت پوکرین(خوکی، وابسته به گراز) با توالی آمینواسیدی انسان می‌باشد، حتی انسولین گونه‌هایی از ماهی‌ها هم به اندازهٔ کافی به انسان نزدیک هستند که بتوان از آن‌ها به طور موثر در درمان بالینی استفاده کرد. انسولین در بعضی بی مهرگان نیز به انسان نزدیک است و اثرات فیزیولوژیک همانند دارد. این شباهت زیاد ساختار انسولین در میان گونه‌های مختلف، محفوظ ماندن توالی آن را در طول تاریخ تکامل جانوران، بیان می‌کند.C-پپتید در پرو-انسولین، گستردگی بیشتری در میان جانداران دارد.

در بدن، انسولین به صورت هگزامر(شش جزئی) تولید و ذخیره می‌شود، در حالی که نوع فعال آن به صورت مونومر(تکپاره) است. انسولین به صورت هگزامر(شش جزئی)، غیر فعال است که پایداری بلند مدتی دارد، این ساختار شش جزئی به عنوان محافظت از انسولین بیش فعال عمل می‌کند. تبدیل ساختار شش جزئی به مونومر از جنبه‌های اصلی فرمول بندی انسولین برای تزریق است، انسولین شش جزئی بسیار پایدارتر است در حالی که انسولین مونومر بسیار سریعتر واکنش می‌دهد از آنجایی که آهنگ نفوذ با اندازهٔ مولکول، رابطهٔ عکس دارد. انسولینی که سریعتر واکنش می‌دهد به معنای این است که دیگر زمان وعدهٔ غذایی، مقدم بر زمان عادی روزانه نیست که این به خودی خود، انعطاف پذیری و راحتی بیشتری را برای بیماران دیابتی فراهم می‌کند. انسولین می‌تواند چندین صفحه بتا دارای ریشه‌های ریز و متصل به هم ایجاد کند که این امر منجر به آمیلوئیدوز(ذخیرهٔ توده‌های آمیلوید در اندام ها/بافت‌ها) می‌شود و از تجمع انسولین برای مدت زمان طولانی جلوگیری می‌کند.
سنتز، اثرات فیزیولوژیک، از هم پاشیدگی
Insulinpath.png

سنتز انسولین در پانکراس تولید می‌شود و هرگاه که محرکی شناسایی شد، ترشح می‌شود. محرک می‌تواند پروتئین مصرف شده باشد یا گلوکز در خون که از غذای گوارش شده تولید می‌شود. اگر کربوهیدرات مصرف شده دارای گلوکز باشد، گلوکز وارد جریان خون می‌شود و گلوگز خون افزایش می‌یابد. در سلول‌های هدف، انسولین نوعی پیام را تولید می‌کند که باعث افزایش جذب و ذخیرهٔ گلوکز می‌شود. در نهایت، مقدار انسولین کاهش می‌یابد و منجر به پایان پاسخ می‌شود.

در پستان داران، انسولین در سلول‌های بتا جزایر لانگر هانس تولید می‌شود. بالغ بر یک تا سه میلیون سلول‌های جزایر لانگر هانس بخش درون ریز پانکراس که خود یک غدهٔ برون ریز است، را تشکیل می‌دهند. بخش درون ریز پانکراس ۲ درصد جرم کلی پانکراس را تشکیل می‌دهد، از سوی دیگر، درون جزایر لانگر هانس،۶۰ تا ۸۰ درصد این سلول‌ها را سلول‌های بتا تشکیل می‌دهند. تولید داخلی انسولین طی مراحل مختلفی(مراحل سنتز) تنظیم می‌شود ۱- در مرحلهٔ رونویسی از ژن انسولین 2-در پایداری mRNA 3-در ترجمهٔ mRNA ۴-در اصلاحات پس از ترجمه باور بر این است که انسولین و پروتئین‌های مربوط به آن، در درون مغز نیز تولید می‌شوند و کاهش مقدار این پروتئین‌ها با بیماری آلزایمر رابطه دارد.
ترشح و آزاد شدن

سلول‌های بتا انسولین را در دو فاز آزاد می‌کنند. در فاز اول، انسولین در پاسخ به افزایش مقدار گلوکز خون به تندی آزاد می‌شود، فاز دوم، رها سازی پایدار و کند وزیکولهای تازه تشکیل شده‌است که خود مختار از مقدار گلوکز خون رها می‌شوند. شرح فاز نخست، بدین گونه می‌باشد: ·گلوکز از راه ناقل گلوکز(GLUT2) وارد سلول بتا شده ·گلوکز وارد فرایند قندکافت و چرخهٔ تنفسی می‌شود، جایی که آدنوزین تری فسفات(ATP) پر انرژی از راه اکسایش(اکسیداسیون) بدست می‌آید ·کانال‌های یون پتاسیم که توسط ATP کنترل می‌شوند، به علت وابستگی به مقدار ATP(و به دنبال آن، گلوکز خون)، بسته می‌شوند و غشای سلول غیر قطبی(دیپولاریزه)می شود ·در دیپولاریزاسیون، کانال‌های یون کلسیم باز می‌شوند و یون کلسیم وارد سلول می‌شود ·افزایش میزان کلسیم، فعال شدن فسفولیپاز را موجب می‌شود که فسفولیپید غشای سلولی را می‌شکافد ·در نهایت افزایش میزان کلسیم، موجب می‌شود که انسولین سنتز شده که در وزیکول‌های ترشحی نگاه داری می‌شد، رها شود.

مراحل بالا، روند کلی رها سازی انسولین را بیان می‌کند. علاوه بر این، مقداری انسولین نیز بر اثر مصرف غذا آزاد می‌شود. سلول‌های بتا، همچنین تحت تاثیر دستگاه عصبی خود مختار می‌باشند. ساز و کارهای پیام رسانی این ارتباطات هنوز به طور کامل قابل بحث نیستند. سایر موادی که رها شدن انسولین را تحریک می‌کنند، آمینو اسیدها که از جذب پروتئین‌ها به دست می‌آیند، [[استیل کولین]]، که از پایانه‌های عصبی ترشح می‌شوند(دستگاه عصبی پاراسمپاتیک) هستند. سه آمینواسید مانند گلوکز عمل می‌کنند(آلانین، گلیسین و آرژینین)، بدین ترتیب که ترتیب که پتانسیل غشای سلول‌های بتا را تغیییر می‌دهند. استیل کولین به وسیلهٔ فسفولیپاز C رها سازی انسولین را بر می‌انگیزد. دستگاه عصبی سمپاتیک، از آزاد شدن انسولین جلوگیری می‌کند، اما باید به این موضوع توجه کرد که آدرنالین موجود در خون، موجب می‌شود که گیرنده‌های بتا۲ روی سلول‌های بتا فعال شوند و موجب ترشح انسولین می‌شود. هنگامی که میزان گلوکز به حالت عادی فیزیولوژیک باز می‌گردد، ترشح انسولین از سلولهای بتا قطع می‌شود یا کاهش می‌یابد. اگر سطح گلوکز از این هم پایینتر بیاید، ترشح هورمون‌های هایپرگلیسمیک(اغلب گلوکاگون از سلول‌های آلفای جزایر لانگرهانس)شروع می‌شود و باعث آزاد شدن گلوکز به خون از ذخایر سلولی می‌شود که اولویت اول، گلیکوژن ذخیره شده در کبد است. با افزایش میزان گلوکز خون هورمون‌های هایپرگلیسمیک از هاپوگلیسمیا جلوگیری می‌کند. ترشح انسولین، شدیداً توسط هورمون نوراپینفرین(نورآدرنالین) جلوگیری می‌شود که خود موجب افزایش میزان گلوکز خون در وضعیت تنش و فشار روانی می‌باشد.
نوسانات میزان انسولین

حتی در هنگام هضم غذا، به طور کلی ۱ یا ۲ ساعت بعد از وعده نیز ترشح انسولین از پانکراس، به طور یکنواخت و پیوسته نمی‌باشد بلکه در یک تنواب ۳ تا ۶ دقیقه‌ای نوسان می‌کند. این نوسان غلظت انسولین را از بیش از ۸۰۰ پیکومول/لیتر به زیر ۱۰۰ پیکومول/لیتر برساند. این نوسان از کاهش گیرنده‌های انسولین روی سلول‌های هدف جلوگیری می‌کند و کبد را در گرفتن انسولین از خون و کاهش انسولین خون یاری می‌کند. این نوسان برای درمان‌هایی که در آن از انسولین استفاده می‌شود بسیار مهم است، در واقع غلظت ایده‌آل همان غلظت نوسانی انسولین است نه یک غلظت زیاد و ثابت. در روش‌های جای گزینی انسولین، ساز و کار نوسان انسولین همیشه به صورت دقیق انجام نمی‌شود. این ساز و کار می‌تواند به صورت انتقال ریتمیک انسولین به سیاهرگ باب کبد یا انتقال سلول‌های جزایر لانگرهانس به کبدانجام گیرد. در آینده، پمپ‌های انسولین خواهند توانست این ساز و کار مهم را بهبود ببخشند.
هدایت سیگنال

در غشای سلول‌ها پروتئین‌های انتقال دهنده‌ای وجود دارند که موجب انتقال گلوکز از خون به داخل سلول می‌شود. این پروتئیین‌های انتقال دهنده تحت کنترل میزان انسولین خون در سلول‌های مختلف(برای نمونه سلولهای ماهیچه‌ای)هستند. میزان پایین انسولین خون یا نبود آن موجب جلوگیری از ورود گلوکز به سلول می‌شود(دیابت نوع ۱)، با این حال، نوع متداول تر، کاهش حساسیت سلول‌ها به میزان انسولین است(مانند دیابت نوع ۲) که موجب کاهش جذب گلوکز به سلول می‌شود. در هر دو حالت گرسنگی سلول(Cell Starvation)، کاهش وزن شدید(در بعضی موارد کاهش وزن شدید). در بعضی مواقع در ترشح انسولین انسولین از پانکراس عیب و اشکال است که در هر حالتی نتیجه سطح بالای گلوکز خون است. فعال شدن گیرنده‌های انسولین به ساز و کارهای درون سلولی می‌انجامد که نتیجهٔ آن گرفتن گلوکز از خون است. این ساز و کارها بر کانال‌های پروتئینی موجود در غشای سلول اثر گذار هستند. ژن‌هایی که دستور ساخت پروتئین‌هایی که گیرنده‌های پروتئینی را می‌سازند شناسایی شده‌اند. دو نوع بافت به شدت تحت تاثیر انسولین هستند ۱-بافت عضلانی ۲-بافت چربی(البته تا جایی که به بحث تحریک جذب گلوکز مربوط باشد)
اثرات فیزیولوژیک

اثرات کلی بر فیزیولوژی انسان ·کنترل جذب سلولی موادی خاص(اغلب گلوکز در بافت‌های عضلانی(Muscle Tissue) و چربی(Adipose)) ·افزایش رونویسی DNA و سنتز پروتئین ·تغییر شکل دادن فعالیت بسیاری از آنزیم‌ها اثرات بر سلول ها ·افزایش سنتز گلیکوژن(انسولین باعث ذخیرهٔ گلوکز در کبد به صورت گلیکوژن می‌شود، سطح پایین انسولین باعث می‌شود که کبد گلیکوژن را تجزیه و گلوکز را وارد سیستم گردش خونی کند. ·افزایش تشکیل بافت چربی(انسولین سلول‌های چربی را مجبور به جذب لیپید خون می‌کند که به تری گلیسرید تبدیل شده‌است) ·افزایش استری شدن اسیدهای چربی ·کاهش پروتئولیسیس ·کاهش لیپولیسیس ·کاهش گلوکونئوجنسیس ·افزایش جذب آمینو اسید توسط سلول‌ها ·افزایش جذب پتاسیم توسط سلول‌ها ·افزایش ترشح HCL درون معده

پوسته یاخته

پوستهٔ یاخته یا غِشاء یاخته یا غشای پلاسمایی به پوسته نازک یاخته‌ها که از یک یادولایه فسفولیپیدی تشکیل شده گفته می‌شود.
غشای سلولی همچنین به عنوان مرز میان اندامک‌های درون یاخته‌ای عمل می‌کند. در واقع غشاء سلول جداری ست که محافظت از سلول را برعهده دارد. سیتو پلاسم در داخل غشاء سلول است و محیط خارج سلولی در خارج از آن قرار دارد. غشاء سلول از یک لایه پروتئین و دو لایه چربی تشکیل شده است. رفت‌وآمد مواد به داخل و خارج سلول از طریق کانال‌های غشاء سلول انجام می‌شود. از بین رفتن این غشاء آسیب پذیری سلول را سبب می‌شود.
غشای پلاسمایی شامل دولایه فسفولیپیدی همراه با کلسترول و پروتئین‌های درون غشایی یا سطح غشایی می‌باشد.

به بیانی دیگر بخش اعظم اندامک‌های سلول بوسیله غشاءهایی مفروش شده‌اند که به طور عمده از لیپیدها و پروتئین‌ها تشکیل شده‌اند.این غشاءها شامل غشاء سلولی، غشاء هسته، غشای رتیکولوم اِندوپلاسمیک و غشاء میتوکندریها، لیزوزوم‌ها و دستگاه گلژی هستند.
لیپیدهای غشاءها سدی ایجاد می‌کنند که از حرکت آزاد آب موجود در مایع میان‌یاخته و مواد محلول در آب از یک بخش سلول به یک بخش دیگر جلوگیری می‌کنند زیرا آب در چربی محلول نیست. اما باید دانست که ملکول‌های پروتئینی در غشاء٬ غالباً در سراسر عرض غشاء نفوذ کرده و به این ترتیب مسیرهای اختصاصی، که غالباً منافذ یا Pores نامیده می‌شوند برای عبور مواد ویژه از غشاء به وجود می‌آورند. همچنین بسیاری از سایر پروتئین‌های غشاء آنزیمها هستند که تعداد زیادی از واکنش‌های شیمیایی مختلف را کاتالیز می‌کنند.

محتویات

    ۱ پوستهٔ یاخته
    ۲ پروتئین‌های غشای سلول
    ۳ کربوهیدرات‌های غشاء – گلیکوکالیس سلولی
    ۴ منابع
    ۵ جستارهای وابسته

پوستهٔ یاخته
شکل پروتئین‌ها در پوستهٔ یاخته

غشای سلول که به طور کامل سلول را احاطه می‌کند، یک ساختار خم پذیر ارتجاعی نازک به ضخامت ۵/۷ تا ۱۰ نانومتر است. غشاء تقریباً از پروتئین‌ها و لیپیدها تشکیل شده‌است و ترکیب تقریبی عبارت است از: پروتئینها ۵۵ درصد، فسفولیپیدها ۲۵ درصد، کلسترول ۱۳ درصد و سایر لیپیدها ۴ درصد و کربوهیدرات‌ها ۳ درصد.
سد لیپیدی غشای سلول از نفوذ آب جلوگیری می‌کند: ساختار پایه غشای سلول یک لایه چربی دو طبقه‌است که یک ورقه نازک از لیپیدها فقط به ضخامت دو مولکول بوده و در سراسر سطح سلول٬ یکپارچه‌است. جای‌جای این ورقه نازک لیپیدی، مولکول‌های پروتئینی درشت از نوع کروی شکل قرار دارند.
ساختارپایه لایه دوطبقه چربی از مولکول‌های فسفولیپید تشکیل شده‌است. یک انتهای هر مولکول فسفولیپید در آب محلول بوده یعنی آب‌دوست (هیدروفیل) است. انتهای دیگر فقط در چربی‌ها محلول بوده یعنی آب‌گریز (هیدروفوب) است. انتهای فسفاتی فسفولیپد هیدروفیلیک و اسید چربی آن هیدروفوبیک است. چون قسمت‌های آب گریز فسفولیپیدها به وسیله آب دفع می‌شوند اما به سوی یکدیگر جذب می‌شوند لذا دارای یک تمایل طبیعی هستند و آنها در پهلوی همدیگر در مرکز غشاء قرار دارند. بخش‌ها فسفاتی آب دوست دو سطح غشاء را که در تماس با اطراف است می‌پوشانند. لایه دو طبقهٔ چربی در وسط غشاء به مواد طبیعی محلول در آب از قبیل یونها، گلوکز و اوره نفوذ پذیر است بر عکس، مواد محلول در چربی از جمله اکسیژن، کربن دی اکسید و الکل می‌توانند با سهولت در این بخش از غشاء نفوذ کنند. یک صفت ویژه لایه دوطبقه چربی ان است که یک مایع است نه یک جامد. بنابر این بخش‌هایی از غشاء می‌توانند عملاً در سطح غشاء از یک نقطه به یک نقطه دیگرجریان پیدا کنند. پروتئین‌ها و سایر مواد محلول در غشای دو طبقه لیپیدی یا شناور در آن تمایل دارند که به کلیه غشای سلول انتشار یابند.
مولکول‌های کلسترول درغشا نیز ماهیت چربی دارند زیرا هسته استروئیدی آنها بسیار محلول در چربی است. این مولکول‌ها از یک نظر در لایه دو طبقه غشاء حل شده‌اند. این مولکوها به طور عمده به تعیین مزان نفوذ پذیری لایه لایه دو طبقه به اجزای محلول در آب و مایعات بدن کمک می‌کنند. کلسترول همچنین قسمت زیادی از قابلیت تحرک غشا را کنترل می‌کند.
پروتئین‌های غشای سلول

توده‌های کروی شکل که در لایه دو طبقه چربی شناورند، اینها پروتئین‌های غشاء هستند که قسمت اعظم آنهارا گلیکو پروتئین‌ها تشکل می‌دهند. دو نوع پروتئین در غشاء وجود دارد: پروتئین‌های انتگرال یا سرتاسری که در تمام ضخامت غشاء نفوذ می‌کنند و پروتئین‌های محیطی که فقط به یک سطح غشاء می‌چسبند و در آن نفوذ نمی‌کنند.
تعداد زیادی از پروتئین‌های انتگرال کانال ها(یا منافذ) ساختاری ایجاد می‌کنند که از طریق آنها مولکول‌های آب و مواد محلول درآب به ویژه یون‌ها می‌توانند بین مایع خارج سلولی و داخل سلولی انتشار یابند. این کانال‌های پروتئینی دارای خواص انتخابی نیز هستند که دیفوزیون ترجیحی برخی مواد به میزان بیشتر از مواد دیگر را امکانپذیر می‌سازند. تعدادی دیگر از پروتئین‌های انتگرال به عنوان پروتئین‌های حامل برای انتقال دادن موادی عمل می‌کنند که در غیر این صورت نمی‌توانستند از لایه دو طبقه چربی نفوذ کنند. گاهی نیز این پروتئین‌های حامل مواد را در جهتی خلاف جهت انتشار طبیعی انها انتقال می‌دهند که « انتقال فعال» نامیده می‌شوند. تعداد دیگری از پروتئین‌ها انتگرال به صورت آنزیم‌ها عمل می‌کنند.
پروتئین‌های محیطی به طور عمده روی سطح داخلی غشاء وجود دارند و غالباً به یکی از پروتئین‌های انتگرال چسبیده‌اند. این پروتئین‌های محیطی تقریباً به طور کامل به صورت آنزیم‌ها یا سایر انواع کنترل کننده‌ها عمل داخلی سلولی عمل می‌کنند.
کربوهیدرات‌های غشاء – گلیکوکالیس سلولی

کربوهیدرات‌های غشاء تقریباً همیشه به صورت ترکیب با پروتئین‌ها به شکل گلیکوپروتئین‌ها و گلیکولیپیدها وجود دارند. در واقع بخش بزرگی از پروتئین‌های انتگرال از نوع گلیکوپروتئینها و در حدود یک‌دهم مولکول‌های لیپید از نوع گلیکولیپیدها هستند. بخش‌های گلیکو در این مولکول‌ها تقریباً همیشه به طرف سطح خارجی سلول برآمدگی پیدا می‌کنند و از سطح سلول به سوی خارج آویزان هستند. بسیاری از ترکیب‌های کربوهیدراتی دیگر موسوم به پروتئوگلیکان‌ها که به طور عمده از مواد کربوهیدراتی تشکیل شده‌اند که به هسته‌های کوچک پروتئینی متصل شده‌اند نیز غالباً به طور سست به سطح خارجی سلول متصل هستند. به‌این ترتیب تمامی سطح سلول دارای یک پوشش سست کربوهیدراتی موسوم به گلیکوکالیس است.

این بخش‌های کربوهیدراتی که به سطح خارجی سلول متصل شده‌اند دارای چندین عمل مهم هستند:

    بسیاری ازانها بار الکتریکی منفی دارند و این موضوع به بیشتر سلول‌ها یک سطح با بار کلی منفی می‌بخشد که سایر اشیای منفی را دفع می‌کند.
    گلیکو کالیس بعضی از سلول‌ها به گلکو کالیس سلول‌های دیگر می‌چسبند و به این ترتیب سلول‌ها را به یک دیگر می‌چسبانند.
    بسیاری از کربوهیدرات‌ها به عنوان مواد حامل برای گرفتن هورمون‌هایی ازجمله انسولین عمل می‌کنند. و پس از انجام این عمل این مجموعه پروتئین‌های چسبیده به سطح داخلی غشاء را فعال می‌کند که به نوبه خود یک سری متوالی از انزیم‌های داخل سلولی را فعال می‌کنند.
    بعضی از بخش‌های کربوهیدراتی وارد واکنش‌های شیمیایی می‌شوند.

یاخته

یاخته یا سلول (به فرانسوی: Cellule) واحد بنیادین ساختاری و کارکردی همه اندامگان‌ها (ارگانیسم‌های موجودات زنده) است. سلول به زبان ساده‌تر واحد ساختار و عمل در موجود زنده است. هر عملی توسط بدن انجام میشود در اصل توسط سلول های آن قسمت انجام میشود.

تئوری یاخته که در سده پانزدهم میلادی پدید آمد می‌گوید که همه اندامگان‌ها از یک یا چند یاخته تشکیل شده‌اند، همه یاخته‌ها از یاخته‌های پیشین پدید می‌آیند، همه کارکردهای زیستی یک سازواره در درون یاخته‌ها انجام می‌گیرند و اینکه یاخته‌ها شامل اطلاعات وراثتی لازم برای سامان دادن به کارکرد یاخته و انتقال اطلاعات به نسل‌های آینده یاخته‌ها هستند. سلولهای بدن موجودات پرسلولی در برخی بافتها مانند پوست با پیوندهای بین سلولی به هم متصل می شوند.
اندامک‌های یاخته جانوری: (۱) هستک (۲) هسته (۳) ریبوزوم (رناتن) (۴) وزیکول (۵) شبکه آندوپلاسمی زبر یا خشن (۶) دستگاه گلژی (۷) سیتواسکلتون (۸) شبکه آندوپلاسمیک نرم (۹) میتوکندری (۱۰) کریچه (واکوئل) (۱۱) سیتوپلاسم (میان‌یاخته) (۱۲) لیزوزوم (کافنده‌تن) (۱۳) میانک (سنتریول)]]

به اجزای درون یاختهٔ یوکاریوتها (یاخته های واجد هسته)، اندامک گفته می‌شود که معمولا عبارتند از: سیتوپلاسم (میان‌یاخته)، هسته یاخته، هستک، ریبوزوم (رناتن)، وزیکول، شبکه آندوپلاسمی خشن، شبکه آندوپلاسمی نرم، دستگاه گلژی، سیتواسکلتون، میتوکندری، کریچه (واکوئل)، لیزوزوم (کافنده‌تن)، میانک (سانتریول)، سبزدیسه(کلروفیل)، اسکلت سلولی شامل ریزرشته‌ها و ریزلوله‌ها و … به همراه غشای پلاسمایی

رگ خونی

رگ‌ها ی خونی لوله‌هایی باریک در بدن جانوران و بخشی از دستگاه گردش خون هستند که خون را در سراسر بدن حمل می‌کنند.

طول مجموع رگ‌های بدن انسان برابر با ۱۰۰٬۰۰۰ کیلومتر ‏(۶۰۰۰۰ مایل) می‌شود که دو برابر دور زمین است.[۱] دستگاه گردش خون و لنف شامل قلب، شریانها، وریدها، مویرگها و رگهای لنفی است. خون پمپ شده از قلب که حاوی مواد غذایی و اکسیژن می‌باشد توسط شریانها در بدن توزیع می‌شوند. شریانها پس از انشعاب به شاخه‌های باریک، شریانچه‌ها را بوجود می‌آورند و شریانچه‌ها نیز به انشعابات باریکتری به نام مویرگ ختم می‌شوند.

مبادله مواد بین خون و سلولهای ارگانهای مختلف در سطح مویرگها انجام می‌گیرد. پس از مبادله مواد، خون مویرگی به وریدچه‌های منتقل شده و نهایتا توسط وریدهای بزرگ مجددا به قلب برمی‌گردد. رگهای لنفی نیز بطور بن‌بست از ارگانهای مختلف شروع و پس از جمع آوری لنف یا مایعات میان بافتی (که عمدتا از خون منشا گرفته است) آن را به سیستم گردش خونی باز می‌گرداند.

محتویات

    ۱ ساختمان کلی رگهای خونی
    ۲ انواع رگ‌ها‌ ی خونی
    ۳ جستارهای وابسته
    ۴ منابع

ساختمان کلی رگهای خونی

لایه داخلی (به انگلیسی: Tunica intima) این لایه از یک ردیف سلول سنگفرشی ساده مشتق از مزودرم به نام آندوتلیوم و بافت همبند شل زیرین آن به نام طبقه زیر آندوتلیال تشکیل شده است. آندوتلیوم بر روی تیغه پایه قرار گرفته و طبقه زیر آندوتلیال حاوی الیاف الاستیک و رتیکولر و بطور نادر در شریانهای الاستیک سلولهای عضلانی است.

لایه میانی (به انگلیسی: Tunica media) این لایه معمولا از عضلات صاف تشکیل شده که در بین آنها الیاف الاستیک، کلاژن، رتیکولر و پروتئوگلیکان‌ها قرار گرفته‌اند. مواد بین سلولی در دیواره رگها توسط سلولهای عضله صاف سنتز می‌شود.

لایه خارجی یا ادونتیس (به انگلیسی: Tunica adventita) خارجی‌ترین لایه عروق و مرکب از |کلاژنالیاف کلاژن نوع I و الیاف ارتجاعی است که بطور طولی قرار گرفته‌اند. این لایه معمولا در امتداد با بافت همبند اطراف رگها قرار دارد و تشخیص آنها از یکدیگر مشکل می‌باشد. در عروق بزرگ این لایه حاوی رگهای تغذیه کننده خود عروق موسوم به رگها می‌باشد. انواع رگها در بدن عبارتند از: شریانها، وریدها و مویرگها در رگهای لنفی می‌باشد.
انواع رگ‌ها‌ ی خونی

    سرخرگ (شریان)
        مانند سرخرگ آئورت که بزرگترین سرخرگ بدن است.
        مانند سرخرگ‌چه ها که کوچکترین سرخرگ‌های بدن هستند.
    سیاهرگ (ورید)
        مانند بزرگ‌سیاهرگ که بزرگترین سیاهرگ بدن است.
        مانند سیاهرگ‌چه ها که کوچکترین سیاهرگ‌های بدن هستند.
    مویرگ که کوچکترین رگ‌ها هستند و بین سرخرگ و سیاهرگ قرار داشته و محل مبادله مواد غذایی و مواد زاید یاخته‌ها هستند.

سرخرگ

سُرخرَگ یا شَریان به رگهایی که خون را از قلب به سایر اندام‌ها منتقل می‌کنند می‌گویند.[۱] سرخرگ ششی و سرخرگ آئورت دو سرخرگ اصلی متصل به قلب هستند.

شریان از سه بخش اینتیما و مدیا و ادوانتیش تشکیل شده است. بخش اینتیما درونی‌ترین که از بافت سنگفرشی تک لایه است و زیر آن بافت همبند پشتیبان و تیغهٔ الاستیک آن را از مدیا جدا می کند. در مدیا عروق خونی و عضله صاف داریم.
سرخرگ‌های بزرگ

    سرخرگ روده‌بندی فوقانی
    سرخرگ روده‌بندی تحتانی

عضله پشتی بزرگ

عضله پشتی بزرگ یا (به انگلیسی: Latissimus dorsi) یکی از عضلات ناحیه پشت (پشت قفسه سینه) است. این عضله از مهره های سینه ای و کمری ، سه یا جهار دنده انتهایی و استخوان کتف شروع و تا کف ناودان اینترتوبرکولار استخوان بازو امتداد دارد.
کارکرد

عصب این عضله از عصب توراکودورسال تأمین می‌شود. کار این عضله اکستنشن-اداکشن (نزدیک کردن و به عقب بردن) و چرخش داخلی بازو است. این عضله همچنین میتواند با انقباض خود کل شانه را به پایین و عقب بکشد.

ماهیچه سه‌سر بازویی

ماهیچه سه‌سر بازویی در پشت استخوان بازو قرار داشته و یک برجستگی را در ناحیه پشت بازو ایجاد می کند.این ماهیچه در حرکت مفاصل شانه و آرنج نقش دارد.عصب گیری سه سر بازویی از عصب رادیال [۱] (ریشه‌های C6-C7-C8) است.

محتویات

    ۱ مبدا و انتهای سه سر بازویی
    ۲ عملکرد سه سر بازویی
    ۳ نگارخانه
    ۴ پانویس
    ۵ جستارهای وابسته
    ۶ منابع

مبدا و انتهای سه سر بازویی

همان طور که از نام ماهیچه سه سر بازویی مشخص است، این ماهیچه در مبدا دارای سه سر تاندونی (وتری) است که عبارتنداز:

    سر دراز سه سر [۲]
    سر خارجی سه سر [۳]
    سر داخلی سه سر [۴]

ماهیچه ها با یکدیگر عمل متقابل دارند مثلا : ماهیچه سه سر بازویی وقتی منقبض می شود که ماهیچه دوسر منبسط شود و ساعد باز می شود. ماهیچه سه سر بازویی وقتی منبسط می شود که ماهیچه دوسر منقبض شود و ساعد بسته می شود (خم می شود)

سر دراز ماهیچه سه سر از تکمه تحت دوری [۵](اینفراگلنویید) استخوان کتف منشاء می گیرد ولی سرهای خارجی و داخلی ماهیچه از قسمت پشتی تنه استخوان بازو مبدا می گیرند. سر داخلی ازطریق سر خارجی و دراز پوشیده می گردد.

این ماهیچه در قسمت انتهایی، یک تاندون (وتر) مشترک دارد که به ناحیه پشتی زایده منقاری [۶] (اوله کرانون) استخوان اولنا متصل می گردد. چون سر دراز ماهیچه سه سر بازویی از مفصل شانه نیز عبور می کند، بنابراین این ماهیچه یک عضله دو مفصلی [۷] است.
عملکرد سه سر بازویی

عمل اصلی ماهیچه سه سر، صاف کردن (اکستانسیون) مفصل آرنج است. سر دراز این ماهیچه با مفصل شانه در ارتباط بوده و در عمل صاف کردن شانه نیز نقش دارد، به نحوی که به ماهیچه‌های پهن بزرگ [۸] (لاتیسموس دورسی) و گرد بزرگ [۹] (ترس ماژور) در عمل صاف کردن شانه (اکستانسیون شانه) کمک می کند.

عصب زیربغلی

عصب زیربغلییا عصب آگزیلاری (Axillary nerve) از مهمترین اعصاب دست است. این عصب حسی حرکتی از تنه خلفی یا پشتی شبکه بازویی (از ریشه های C5 و C6 ) خارج شده و شاخه عصبی پوستی بازوئی بالائی جانبی (Superior Lateral Cutaneous Nerve ) و شاخه‌های ماهیچه‌ای از آن جدا می‌شوند که حرکت ماهیچه‌های دلتوئید، گرد کوچکو سر بلند ماهیچه سه‌سر بازوییو حس پوست پشت بازو را تامین می‌کنند. چون عصب آگزیلاری (زیربغلی) در سمت داخل گردن جراحی استخوان بازو و به فاصله کمی از آن عبور می کند دررفتگیهای مکرر مفصل شانه موجب آسیب عصب آگزیلاری میشود.